کشت و صنعت کارون 

 

معرفی شرکت 

کارون مجموعه‌ای هست که از بعد انقلاب، به عنوان یک پروژه تعبیه شده از مجموعههای استراتژیک زنجیره صنعت توی ایرانه و فراز و فرودهایی در چهل سال اخیر داشته. اما به رغم اوضاع نسبتا آسیب دیده این صنعت در سالهای کنونی، مجموعه کارون به دلایل مختلفی به خوبی سرپا هست؛ مهمترین این دلایل طبیعتا همت ویژه مدیران و بدنه کارگری این مجموعه است. 

کشت و صنعت پیچیدگیهای زیادی داره. از نظر فناوری، از طرفی در حوزه کشاورزی و علوم مربوط به کشاورزیه و از طرف دیگر، یک صنعته و خط تولید به شدت وابسته است به مولفههای اقلیمی، طبیعی و آب و هوایی که تحت کنترل انسان نیستن. کشت و صنعت نیاز به سرعت بالا و چابکی بسیار داره و در عین حال باید انعطاف‌پذیر و پویا باشه. 

از حیث سرمایه انسانی هم بسیار خاصه، چون از طرفی با کشاورز کار می‌کنه که زیست آزادانه داره؛ دستی در خاک داره و آسمون بالای سرش. کشاورزها طبع لطیف و آزادی دارن که با شهروندهای سازمانی تفاوت داره. از طرف دیگر، افرادی هستن درون این سازمان زیست میکنن؛ افرادی که صنعتگر یا کارمند بخش اداری هستن. از اونجا که این صنعت، یک صنعت استراتژیک در منطقه ست، مدیریت ذینفعان مختلف منطقهای و چالشهای سیاسی منطقهای هم بخشی از کار هست. همه این باعث میشه که به خوبی اداره شدن این کسب و کار و توفیقاتش، بدون لطف خدا، یک رهبری هوشمندانه و کارآمد و هم افزایی خوب در کل این خانواده، اصلا شدنی نباشهاما خوشبختانه به نظر میرسه که این اتفاق در حد خوبی رخ داده. اما مدیر عامل مجموعه این دغدغه را داره که عمر این سازمان به نقطهای رسیده که نیازمند توسعه از درون هست. 

داستان آشنایی ما 

ما از سال ۱۳۹۷ با مجموعه کشت و صنعت کارون در ارتباط بودیم. در اون ایام، خانم سردارزاده مدیر آموزش بودن؛ بانوی بسیار با انگیزه‌ای که مسئولیت کار رو قبول کرده بودن و به موضوعات منابع انسانی و حوزههای آموزش بسیار علاقه‌مند بودن. 

برای ما جالب بود که ایشون، علی رغم نداشتن تخصص و تجارب منابع انسانی، به خاطر شخصیت اجتماعی و انسانی خیلی خوب، انگیزه بالا و اعتباری که در جمع کارکنان سازمان داشتن، در آن جایگاه قرار گرفته بودند. 

این انتخاب، واقعا انتخاب موثری بود؛ چراکه با همت ایشون و حمایت آقای مهندس میرزاپور که مدیر عاملی کارآفرین، جدی و تحول گرا هستند و با شکلگیری یک تیم چهار نفره عالی در دل مجمموعه، این ماجرا آغاز شد. تیم چهار نفره، علاوه بر خانم سردارزاده، آقای اندایش، مشاور مدیر عامل و آقای متین، مدیر اداره منابع انسانی را هم شامل میشد و مهندس میرزاپور هم در راس این تیم قرار داشتن. 

ما در کنار این دوستان قرار گرفتیم و از بین چهار مؤسسه، توانستیم با دوستان توافق کنیم و در سال ۱۳۹۸، بعد از یک سال رفت و آمد، طرح ریزی و آماده سازی، کانون را برای چهل نفر از مدیران کشت و صنعت کارون برگزار کردیم. 

اولین پروژه 

استنباط آقای میرزاپور این بود که مجموعه نیازمند نوسازی در بافت انسانی هست و نیازمند توسعه؛ خصوصاً چون خود شخصیت مدیر عامل مجموعه شخصیتی کارآفرین و تحولگرا محسوب میشه. ایشان انتظار داشتن که در تیم مدیریتی و بدنه سازمان، انرژی مجددی دمیده بشه تا توسعه رقم بخوره. 

ما هم با این ماموریت، فرآیند ارزیابی و توسعه مدیران را شروع کردیم. هدف ما از این پروژه، به هیچ وجه جا به جایی کسی نبود و صرفا قصدمون از ارزیابی مدیران، کاملا حمایت از جریان توسعه مدیران و جایابی مناسب‌شون در همین سازمان بزرگ بود. 

با همه این تفاسیر، کانون با آموزش آغاز شد. بعد از آموزش‌های مفصل، کانون ارزیابی هم برگزار شد تا نقاط قوت و قابل بهبود افراد شناسایی شود. با کمک حمایت‌های آقای میرزاپور و تیم منابع انسانی، تنها شاهد نوسانی حداقلی در انگیزش افراد بودیم و بلافاصله پس از اینکه افراد متوجه شدن که هدف هیچ بازخوری آسیب رساندن یا سد کردن فرصتهای کاریشون نبوده، مسیر توسعه به خوبی ادامه پیدا کرد. 

با این حال، موعد بازخورهای حضوری ما، به فصل شیوع کرونا برخورد کرد و این باعث شد انرژی بسیار بیشتری بر تالیف گزارشات صرف کنیم، چراکه باور ما این بود که بازخورهای کانون ارزیابی قراره به توسعه ی افراد کمک کنه. باور ما این هست که واژگان گزارش‌ها، در عین حال که باید خیلی صریح و شفاف باشند، باید کاملا توسعهگرا هم باشند و اثر مثبت و انگیزاننده‌ای روی مخاطب داشته باشند. حتی نقاط ضعف هم باید طوری بازگو بشن که مخاطبها، به جای اینکه احساس تهدید کنن و از خودشان مقاومت نشان بدن، به سمت توسعه سوق داده بشن. رعایت همین ظرایف باعث شد که گزارشات حدود دو ماه وقت نیاز داشته باشنپس از اینکه بازخوردهای دوستان تقدیم شد، شاهد بودیم که به تک تک کلمات گزارشات بازخورد در سازمان اهمیت داده شد. 

عده‌ای هم درخواست کردند که ارزیابی‌ها مورد بازبینی قرار بگیرن و ما هم بر حسب پروتکل رسمی در حوزه بازبینی، از دوستان خواستیم تا دیدگاه‌ها، سوالات و ابهاماتشان را به ما منتقل کنن. تک تک موارد در نظر گرفته شدند و نهایتا پروژه به پایان رسید. 

سایر پروژهها 

با اینکه هر دو طرف برای توسعه برنامه داشتیم، اما با شروع دوران کرونا در استان خوزستان، عملا دو طرف ترجیح دادیم که این ریسک را نکنیم. اما در غیاب فعالیتهای توسعه‌ای نشا، اتفاق خیلی مثبتی در کشت و صنعت کارون افتاد؛ با ابتکار و همت تیم چهار نفره مذکور، چیزی به اسم باشگاه یادگیری ایجاد شد که تجلی عشق آقای متین و خانم سردارزاده به مطالعه و توسعه بود. نتیجه این روحیه جشنواره‌ای کم نظیر از هم آموزی و مطالعه بود؛ فضایی مجازی برای تبادل اطلاعات طی جلسات منظم هفتگیاین باشگاه یادگیری که در آن، افراد مطالعات خودشان را به اشتراک می‌گزارند و درباره آن‌ها به مباحثه می‌پردازند، درسآموخته‌ای خاص بود برای نشا. این که گاهی یک محدودیت چطور می‌تونه منشا خیر بشه و اگر متولیانی علاقه‌مند و هوشمند وجود داشته باشند و بدنه سازمان هم به خوبی درگیر ماجرای توسعه بشه، میشه انتظار داشت که سازمانها از درون توسعه رو دنبال کنن و آن را تبدیل به یک فرهنگ کنندر حال حاضر، ما هم در همون گروههای مجازی هستیم دائما در حال تبادل اطلاعات هستیم و هر دو طرف در حال یادگیری‌ای تعاملی هستیم. 

به لطف خدا، حرکت توسعهای مورد نظر مهندس میرزاپور، در حد قابل قبولی در بدنه کلید خورد. ما هم امیدواریم که با یا بدون ما، این مسیر ادامه داشته باشه و خوش بین هستیم که در سال ۱۴۰۰ و پس از عبور از بحران کرونا، فرصت دوباره همنشینی با دوستان را به دست بیاریم. 

فهرست